العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
20
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
مستلزم وجود و امتياز يافتن شىء از ديگر اشياء است ، و اين دو امر در حق معدوم محال است . بيان مقدمهء دوم [ - اگر فعل قادر به عدم شىء تعلق نگيرد به وجود آن نيز تعلق نمىگيرد ] آن است كه شما گفتيد فاعل قادر ، فاعلى است كه هم فعل براى او امكان دارد و هم ترك . و هرگاه ترك ممكن نباشد ، فعل نيز ممكن نخواهد بود . [ به طور كلى قدرت دو طرف دارد و اگر تنها به يك طرف تعلق بگيرد ، قدرت نخواهد بود بلكه جبر است . كسى قادر بر نشستن است كه بر ترك نشستن نيز قادر باشد و اگر قدرت به ترك نشستن تعلق نگيرد به نشستن نيز تعلق نخواهد گرفت . ] تقرير پاسخ : قادر كسى است كه برايش امكان دارد كه انجام دهد و انجام ندهد ؛ و انجام ندادن همان انجام دادن ضدّ [ - ترك فعل ] نيست . [ اشكالكننده گمان برده است كه قادر بر الف كسى است كه هم بتواند الف را انجام دهد و هم ضدّ الف را ، يعنى ترك الف را ، انجام دهد . و چون ترك الف ، انجام دادنى نيست ، پس قدرت به آن تعلق نمىگيرد و وقتى قدرت به ترك تعلق نگرفت به فعل نيز تعلق نمىگيرد . در حالى كه قادر بر الف يعنى كسى كه هم بتواند الف را انجام دهد و هم الف را انجام ندهد ، نه آنكه ترك آن را انجام دهد . ] قال : و عمومية العلة تستلزم عمومية الصفة . أقول : يريد بيان أنّه تعالى قادر على كل مقدور ، و هو مذهب الأشاعرة ، و خالف أكثر الناس في ذلك . فإنّ الفلاسفة قالوا إنّه تعالى قادر على شيء واحد ، لأنّ الواحد لا يتعدد أثره ، و قد تقدم بطلان مقالتهم . و المجوس ذهبوا إلى أن الخير من اللّه تعالى ، و الشرّ من الشيطان ، لأنّ اللّه تعالى خير محض و فاعل الشر شرير .